ابو الحسن قزوينى

21

فوايد الصفويه ( فارسى )

در رسيد . سلطان روم تاب اقامت نياورده ، مراجعت به ديار خود نمود . از كتب تواريخ فضلا و از واقعات حالات كه آن حضرت خود به زبان ابهام بيان تاليف و تصنيف فرموده‌اند ، به نظر رسيد كه در آن ايام حضرت شاه خلافت پناه به اين آيه كريمه شريفه امن يجيب المضطر اذا دعا و يكشف السوء ، موظف بوده ، مدت چهل يوم به ختم اين آيه اشتغال مىداشتند ، و در شبانه‌روزى يك مرتبه نان جو با سركه تناول مى - نمودند تا بركت مواظبت ( 34 ر ) تلاوت اين آيه كريمه و حسن عقيدت آن حضرت از تأييد رب العزت ، برف بىموسم به نوعى باريد كه چندين هزار كس از روميان فرس و چهار پايان سپاهيان به معرض تلف رسيده ، به لشكر گاه عدم شتافتند . در سنه نهصد و چهل و يك سلطان سليمان خلف سلطان سليم ، لشكر به ديار عجم كشيده چون سر عسكرش از سپاه قزلباشيه شكست يافت ، سرزنش به پادشاهان و سپاهيان خود نمود كه از قليل چرخچى قزلباش شكست خورديد [ پس ] با پادشاه قزلباش چگونه جنگ خواهيد كرد . [ سپس ] عنان عزيمت از جنوب عراق و آذربايجان بر تافته و به ديار روم مراجعت نمود . چند نوبت ديگر سلطان سليمان لشكر به مملكت ايران كشيده به ذلت و خفت بىپايان ، بىنيل مقصود برگشت . آخر الامر به تحريك و ترغيب امراى كامل راى ، صلح مقرر شد . يكى از موزون طبعان آن زمان ، « الصلح خير » ماده تاريخ يافت و اين فرد از سلطان سليمان بن سلطان سليم عثمانى خواندكار روم است . بيت : ديده از آتش دل غرقه آب است مرا * كار اين چشمه ز سر چشمه خرابست مرا شاهنشاه خلافت پناه چهار نوبت ( 35 ر ) لشكر به گرجستان كشيده ، سرداران بزرگ گرجيان را مطيع و منقاد گردانيد و مملكت شيروانات ، طبرستان و داغستان و گيلانات را فتح نمود . دربار عظمت مدار آن حضرت پيوسته مرجع سلاطين زمان خويش بود و سلاطين عثمانى و گوركانى توسل به آن حضرت جسته ، به مطالب و مآرب بهره - ياب مىشدند . از آن جمله همايون پادشاه بن بابر پادشاه است ، كه بعد از هزيمت از شيرخان افغان ، صور عريضه و قطعه از نتايج طبع‌زاد خود به واقفان حضور شاهنشاه خلافت پناه رسيدن ، به سند نوشته بودند . به جهت